طاها جون الان طاها جون الان ، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

طاها پسرک پاییزی ما

مرخصیم تموم شد... اولین روز کاری

سلام ، خوبی پسرم عزیز دلم  بعد از کلی دوندگی متاسفانه مرخصی نه ماه به من تعلق نگرفت چون من نیروی شرکتی دانشگاه بودم  و این سه ماه رو خود دانشگاه تقبل کرده و به من به دلیل شرکتی بودن تعلق نمیگیره  خییلی ناراحتم . این چند وقت شب و روز فکرم شده بود چطوری تحمل کنم این دوری رو ...خیلی سخته امروز روز اول کاری بود و اومدم سرکار  وقتی ازت جدا شدم حس بدی داشتم  انگار تکه ای از وجودم رو جا گذاشتم فکر میکردم دارم گناه بزرگی انجام میدم  که تو رو تنها گذاشتم ،  با اینکه کلی با همکارا خوش وبش داشتم و لی ته دلم یه غمی بود  غم دوری  تو  ، ساعت هم که هر ثانیه اش ساعتی میرفت جلو  پسرم ...
10 خرداد 1394

6 ماهگیت مبارک عزیزم

سلام عشقم... امروز رسما وارد 7 ماهگی شدی و شش ماهت تموم شد و دیگه میتونی یه چیزایی بخوری  ... امروز واکسن شش ماهگیت رو زدیم  خیلی آروم بودی جالبتر اینکه توی اتاقی که قرار بود واکسن بزنی یه عکس انگری برد بود و تو تموم مدت داشتی به اون نگاه میکردی و این بود که اصلا متوجه نشدی بهت واکسن زدن. وزن :7700  قد :68 دورت بگرررردم اینقدر قشنگ نگاه میکنی ...
9 خرداد 1394

5 ماهگی پسرک ما

عزیز مامان سلام ... عشق مامان امروز خییییلی خوشحالم به چند دلیل مهمترین دلیل اینکه شما وارد 6 ماهگی شدی و به سلامتی 5 ماه از عمر قشنگت گذشت . دومین دلیل که اینم خییلی مهمه و باعث خوشحالی من شده اینه که امروز خبر رسید که دانشگاه هم مرخصی زایمان رو 9 ماهه کرده و قراره هفته آینده نامه رسمیش بیاد...هورااا و دلیل دیگه هم اینکه تولد بابایی نزدیکه و من میخوام سورپرایزش کنم ... حالا بریم سراغ عکسای گل پسر... اینم پسرم با دایی امیرحسینش   وااای عاشق خنده هاتم نفسم ...
9 ارديبهشت 1394

اولین سالگرد ازدواج سه نفره

پنج سال پیش یه همچین روزی من و محمد زندگی عاشقانه مون رو با کلی امید و آرزو و کلی برنامه های قشنگ شروع کردیم ... حالا پنج سال از اون شب میگذره و امسال سالگرد ازدواجمون رو به همراه ثمره عشقمون جشن میگیریم...   ...
26 فروردين 1394

چهارمین ماهگرد گل پسرم

عسلم امروز شما 4 ماهگیت تموم شد و وارد 5 ماهگی شدی ... واکسن چهارماهگیت رو هم  به سلامتی زدی. توی این چند ماه خیلی تغییر کردی و هر روز داری شیرین تر میشی ...  بعضی وقتا فکر میکنم من چجوری می تونم دوماه دیگه ولت کنم برم سرکار وای خدایا خیلی سخته وزن:7200  قد:65  دورسر:؟ ...
9 فروردين 1394

سومین ماهگرد پسر گلم...

سلام عسل مامان قربونت برم خوبی؟ امروز رسما وارد سه ماهگی شدی ٰمن هم مثل ماه های گذشته با ذوق و شوق شما رو بغل کردم و رفتم خانه بهداشت شهید نیک نِژاد واسه قد و وزن ٰ رفتم پرونده ات رو سریع پیدا کردم و آوردم دادم به خانمی که نشسته بود و گفتم اومدم واسه قدو وزن وقتی کارت مراقبت کودک رو بهش دادم خندید و گفت چرا الان اومدی ؟گفتم آخه سه ماهه شده ٰ ایشون هم خندید و گفت باید چهاراهگی بیاریش ان شااله 9 فروردین و اشاره کرد به کارت و گفت اینچا هم تاریخ زدیم  .منم کلی ضایع شدم ٰ بعد ازش خواستم اگه امکان داره شمارو وزن کنه که البته انجام داد و گفت توی کارت ثبت نمیشه ان شااله ماه بعد اونم بعد از تعطیلات تشریف بیارین. وزن شما این ماه:6200 بود... ...
9 اسفند 1393

دومین ماهگرد طاها کپلک

سلام به نی نی وبلاگی های عزیز ... سلام به عشقم ٰ عسلم امروز خیلی روز قشنگیه آخه  ماهگیته نفسم ... یعنی دوماهه که پا به دنیا گذاشتی و شدی دنیای ما ... عاشقتیم زندگی امروز بردیمت قد و وزن البته واکسن هم داشتی که من خیلی نگران بودم  ٰ خداروشکر به خیر گذشت ... پسر گلم امسال هم مثل سالهای گذشته عزیز جون سمنو پزون داره با این تفاوت که امسال شما هم حضور داری به عنوان کوچکترین عضو خانواده. و جالب اینکه سمنو امسال با دوماهگی شما مصادف شده. وزن عسلم:5200 قد جیگرم:60 و دور سرش:39   ...
9 بهمن 1393